ناظم الاسلام كرمانى

499

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

شدند و عموما لذت عدالت و آسايش را پى برده‌اند و همگى در تشخيص مرض و تعيين علاج متفق الرأى و القول شده‌اند جز طايفهء قزاق مغرض ناسپاس و خائن خدانشناس كه نه از خدا شرم دارند و نه از پادشاه كافر نعمت ولىنعمت بىمنت‌اند و مضرّ باستقلال دولت و ملت و طرفدار استبداد و جهالت‌اند چه با اينكه بالعيان و الشهود مىبينند و به چشم خود ملاحظه ميكنند كه اين وزراء خائن و اين رؤساء جاهل مال دولت و ملت را ميخورند و هزاران خيانت بپادشاه خويش ميكنند باز اطاعت آنان را ميكنند با اينكه پادشاه اسلام امروز نهايت ميل را باجراء قانون اسلام و تشكيل مجلس دارند . عين الدوله ما را باذيت ملت واداشت و چقدر در آن ليالى و ايام ما را باذيت و آزار مردم واداشت امروز كه علماء اعلام و عموم ملت از پادشاه ، معدلت‌خانه خواستند و فرمان تأسيس مجلس صادر گرديد چرا ما بايد در زير بار عبوديّت باشيم چرا نظام و قزاقخانه عدالت نخواهند چرا ساكت باشيم و به‌بينيم كه رئيس ما حقوق ما را بخورد و تازيانهء استبداد را بسر ما بزند پس بيائيد اتفاق كنيد اتحاد كنيد شما هم مجلس داشته باشيد كه رئيس شما نتواند بشما تحكّمى كند و شما را بدون جهت با ملت طرف كند و حقوق شما را پايمال نمايد نقص و ملالت و بىشريفى متوجه بما خواهد گرديد كه تمام طبقات مردم در تحت قانون و معدلت باشند و ما كه اهل نظام مىباشيم خارج از حكم باشيم ديگر آنكه علماء و سادات و صلحاء و خوبانند كه حمايت مىكنند از مظلومين چرا ما بايد معاون ظالمين باشيم سابقا ما مردم روحانيان و رؤساء ملت را در ميان دولت و ملت يك حد فاصلى ميدانستيم و فرقهء جليلهء علماء را ضد پارهء عوالم و مانع ترقيات دولت و ملت مىپنداشتيم اينك مىبينيم خلاف آنچه را كه توهّم ميكرديم . حالا وقت آن است كه ما هم مجلس معدلت بخواهيم و خودمانرا شريك ملت و هواخواه وطن دانيم پادشاه خود را مقتدر كنيم و خود را دشمن استبداد نمائيم چه ضرر دارد ما هم مجلس معدلت داشته باشيم تا رئيس ما نتواند بما ظلمى كند اين حرفها در قزاقخانه مؤثر افتاد و خورده خورده عموم قزاق بيدار شدند . خبر برئيس رسيد اسد اللّه خان را احضار نموده و حكم حبس داد اسد اللّه خان گفت تقصير من در نظام چه باشد و چرا من در محبس بروم تمرّد نموده و سخت ايستادگى نمود رئيس نيز سخت گرفت اسد اللّه خان هم در ممانعت و عدم انقياد مقاومت نمود رئيس شمشير كشيده اجزاء قزاقخانه و صاحب‌منصبان كه اين بىقاعده‌گى و خلاف ترتيب را از رئيس ديدند به اسد اللّه خان گفتند چون رئيس خلاف نظام نمود و بشما شمشير كشيد پس بهتر اين است كه شما ملايم شويد تا تقصير او مسلم و محقق گردد اسد اللّه خان چون اين خيرخواهى را ديد لذا خودش به طرف محبس روانه گرديد يك روز در محبس ماند خبر به حضرت حجة الاسلام رسيد حضرت آقاى طباطبائى بعض پيغامات باسد اللّه خان داده و براى نايب السلطنه كه وزير جنگ بود نيز پاكتى نوشتند رئيس قزاق به خيال افتاده ترسيد و فورا اسد اللّه خان را از محبس بيرون آورد و معذرت خواست رؤساء قزاقخانه جمع شدند و كتابچه مهر كردند كه البته بايد قزاقخانه هم مجلسى داشته باشد لذا آراء همگى بر اين قرار گرفت كه مجلس مشاورت نظامى را تأسيس كنند ولى بعد از اتمام كتابچه اختلافى بين صاحب‌منصبان و رؤساء بريكاد در نگهدارى و ضبط كتابچه واقع گرديد اين مشاجره و اختلاف سبب شد كه كتابچه را پاره كردند لكن بعض عقلاء در بين افتاده ميان آنها را التيام